تبليغاتX

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

فقر در افغانستان

 

گراميداشت هفته وحدت

وحدت و يكپارچگى مسلمانان و لزوم اتحاد و اتفاق كلمه ميان ايشان بلكه ضرورت توحيد كلمه بر محور كلمه توحيد براى همه موحدان و خداپرستان روى زمين، از تعاليم و آموزشهاى اساسى آيين اسلام و از اصول فرهنگ قرآنى است.

و بر همين اساس، قرآن كريم يكى از عمده ترين و سازنده ترين اهداف رسالت رسول اكرم صلى الله عليه و آله را تاليف قلوب و ايجاد انس و تفاهم به جاى خصومت و دشمنى بيان مىدارد و اگر كسى در تاريخ، به ديده عبرت بنگرد اين معنى را از شاهكارهاى رسالت محمدى صلى الله عليه و آله مىيابد.

«واعتصموا بحبل الله جميعا ولاتفرقوا»

همگى به حبل و رشته خداوندى چنگ بزنيد و پراكنده نگرديد.

بعد از رحلت پيامبر عظيم الشان اسلام اوصياى معصوم او كوشيدند تا آن وحدت و يكپارچگى را حفظ كنند و آنان از حقوق شخصى خويش چشم پوشيدند و در طول تاريخ، دانشمندان مصلح و همه تلاشگران راستين انسانيت، هم خودشان از عوامل اختلاف و تجزيه گريختند و از دامن زدن به آتش خصومت بين مسلمانان، بركنار زيستند و هم ديگران را به اتحاد و تفاهم فراخواندند.

ما مسلمانان به اين آيه زيباى قرآن، بيشتر بايد بينديشيم:

«فتقطعوا امرهم بينهم زبرا كل حزب بمالديهم فرحون»

اهل كتاب و پيروان اديان آسمانى و اتباع رسولان الهى، گروه، گروه شدند، ضد و دشمن هم گشتند و هر يك به آنچه نزد اوست خرسند و شادمان گرديدند. (المؤمنون /53)

طرح انديشه «وحدت جهان اسلام» يكى از مشغوليت هاى فكرى ديرينه و اساسى حضرت امام (ره) بود كه او در طول دوران فعاليت اجتماعى - سياسى خود چه قبل ازپيروزى «انقلاب» اسلامى و چه بعد از آن لحظه اى از آن غفلت نورزيد. وفادارى صادقانه امام به «وحدت» نه تنها او را به برجسته ترين شخصيت انقلابى جهان اسلام تبديل نمود، بلكه او توانست در ميان فرقه هاى اسلامى مختلف نيز جايگاه بس رفيعى كسب نمايد.

استراتژى مبارزاتى امام (ره); درجهت ايجاد بستر و شرايط لازم براى تحقق وحدت و هميارى در جهان اسلام، اصولا روى دو محور عمده تمركز يافته است:

«حركت فكرى - فرهنگى» و «حركت سياسى - عملى». امام (ره) با توجه به مراحل مبارزه، «تعليم وتربيت» سياسى را زيربناى حركت سياسى دانسته و اولين وظيفه مردم را در تحقق و توسعه، امر «تبليغ» و «تعليم» قرار داده است.

در اين زمينه امام خميني (ره) فرموده اند:

«...وظيفه ما اين است كه از حالا براى پايه ريزى يك دولت حقه اسلامى كوشش كنيم، تبليغ كنيم، تعليمات بدهيم، همفكر بسازيم، يك موج تبليغاتى و فكرى بوجود آوريم تا يك جريان اجتماعى پديد آيد و كم كم توده هاى آگاه، وظيفه شناس و ديندار در نهضت اسلامى متشكل شده قيام كنند و حكومت اسلامى تشكيل دهند. تبليغات و تعليمات دو فعاليت مهم و اساسى ماست...»

امام خمينى (ره) به عمق نقش اجتماعات دينى چه در بعد انديشه سازى و چه در بعد اجتماع سازى به خوبى پىبرده بود. او اجتماعات و مراسم دينى را صرفا به منظور كاربرد تعليمى و آموزشى آن در مقولات فكرى، مورد تشويق قرار نمىدهد بلكه مهمتر از آن به نقش اجتماع سازى و شکل دهى روابط اجتماعى جديد از طريق گردهمايىها و نيز آگاهى يافتن مسلمين از قدرت و نيروى ارادى و انسانىشان هم اشاره دارد. به همين جهت است كه «روز قدس» به عنوان سمبل وحدت جهان اسلام كه پيام انقلابى و ضد استعمارى هم دارد از سوى ايشان در سطح جهان اسلام پيشنهاد گرديد و همچنين بزرگداشت «هفته وحدت» ميلاد حضرت رسول (ص) (از 12 ربيع الاول به روايت اهل تسنن تا 17 ربيع الاول) مورد حمايت وى قرار گرفت; چه اينكه از ديدگاه او روند وحدت بين مسلمين، ضرورت ايجاد سمبلها و نهادهاى تازه اى را مىطلبد كه فراتراز زمان و مكان قرار دارد.

رهبر معظم انقلاب اسلامي در رابطه با هفته وحدت فرموده اند:

اگر امروز بشريت متوجه اين رحمت بشود - رحمت وجود اسلام، رحمت تعاليم نبوى، اين سرچشمه جوشان" وحدت" و آن را بيابد و خود را از آن سيراب كند، بزرگترين مشكل بشر برطرف خواهد شد. اگر چه همين امروز هم، تمدنهاى موجود عالم، بلاشك از تعاليم اسلام بهره مند شده اند و بدون ترديد آنچه از صفات و روشهاى خوب و مفاهيم عالى در بين بشر وجود دارد، متخذ از اديان الهى و تعاليم انبياء و وحى آسمانى است و بخش عظيمى از آن، به اسلام متعلق است، ليكن امروز بشر به معنويت و صفا و معارف روشن و حق و دلپذير اسلام - كه هر دل با انصافى آن معارف را مىپذيرد و مىفهمد - نيازمند است. لذاست كه دعوت اسلامى در جهان، طرفدار پيدا كرده است و بسيارى از غير مسلمين هم دعوت اسلامى را پذيرفته اند.

منبع: http://www.irib.ir/Occasions/paymbaran/payambar/unity.HTM


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مخالف جنگ و ترور در یکشنبه 1386/01/12 |

 

هموطن سال نو مبارک

 

همه با هم افغانستان را آباد كني

سال نو مبارک

 

 
 
 
 
يا مقلب القلوب و الابصار

يا مدبر الليل و النهار

 و يا محول الحول و الاحوال
 حول حالنا الي احسن الحال

هموطن سلام

افغانستان خانه مشترک ماست 

سال نو مبارک

سال پر بركت

سال بدون جنگ

سال بدون تروريزم

سال خوشي را آرزومنديم

همه با هم افغانستان را آباد كنيم

 

 

همه با هم افغانستان را آباد كني

همه با هم افغانستان را آباد كنيم

م

 

  سال نو برای همه مبارک باشد انشا الله

نقش نيروي انساني در توسعه          

آيندة هر ملتي را نيروي انساني آن (دانشمندان، مهندسان، پزشكان، كارگران ماهر و...) تعيين مي‌كند، چه اين كه مواد خام هر كشور را نيروي انساني آن تغيير داده و قابل استفاده مي‌كنند بدون شك پيشرفت‌ها و عقب‌ماندگي كشورها در كنار عوامل ديگر ريشه در سوابق كاري آن‌ها در عرصه‌ي آموزش و پرورش دارد.

عموم اطفال از يكصد سال پيش، در اروپاي غربي به مدرسه رفته و مي‌روند ولي هنوز در بعض كشورها امكان تحصيل براي همگان فراهم نيست. حال آنكه سرماية دانش بسيار مهم‌تر از سرماية توليد است، زماني كه (سموئل اسليتر Somuel slater) در سال (1789) بدون داشتن حتي يك طرح از انگلستان به آمريكا رفت، تا در آن‌جا روش ساختن ماشين‌هاي نخ‌ريسي را آموزش دهد، به قول (تاردن Tardin ) تمام سرماي‌هاي كه صنعت بزرگ آمريكا از آن ناشي مي‌شد، را در مغزش حمل نموده‌بود.

سوادآموزي شرط اصلي توسعه است، مدرسه علاوه بر آموزش، خواندن و نوشتن، حس كنجكاوي افراد را بيدار مي‌كند و او را اجباراً از محيط محدود خانواده يا قبيله بيرون مي‌كشد، فرد وجود دنياي متفاوت با دنياي خودش را كشف مي‌كند، فقط به همين يك دليل هم كه باشد، مي‌توان مدرسه را محرك اصلي توسعه و پيشگيري از فقر و عقب‌ماندگي تلقي كرد. معلومات مدرسه عملاً براي فردي كه مي‌خواهد به منظور فعاليت‌هاي صنعتي از ده خود بيرون رود و كارگر ساده باقي نماند، ضروري است و اگر در كشورهاي جهان سوم به آموزش توجه نشود تلاش‌هاي كه براي رشد، توسعه و مبارزه با فقر انجام مي‌گيرد، موفق نمي‌شود، زيرا اين جوامع با گذشته‌ي خويش پيوند سختي دارند و رو در روي هرگونه نوآوري قرار مي‌گيرند

ملتي كه از نعمت سواد و دانش محروم است، هميشه توسري خور و زيردست كشورهاي مترقي و باسواد است، خرافات و موهومات و تقليدهاي كوركورانه، فقر و گرسنگي، شيوع امراض گوناگون، پيدايش عقايد باطل و مرام‌هاي نادرست، بيشتر در ميان مردمي پيدا مي‌شود كه از نعمت سواد و فرهنگ محروم اند. پنجه‌هاي شوم استعمار، هميشه به اعماق جان و حيات ملتي فرو مي‌رود كه رشد فكري و فرهنگي درستي ندارند، كان‌ها و مواهب طبيعي ملتي به غارت مي‌رود كه فاقد قدرت علمي صحيح، در بهره‌برداري از آن‌ها هستند. و لذا است كه مي‌بينيم كشورهاي استعماري سعي مي‌كنند، مردم كشورهاي تحت استعمار را هم‌چنان در جهالت و بي‌سوادي نگه‌داشته و نگذارند سواد و دانش در ميان آن‌ها همگاني گردد، و باز مي‌بينيم كشورهاي كه توانستند خود را به كاروان تمدن برسانند، كم‌كم قدرت پيدا كردند، از زير يوغ استعمار، نجات يافته استقلال از دست رفته‌ي خود را باز يابند. آيا عاملي جز فرهنگ و دانش باعث شده كه هم اكنون بلوك‌هاي سرمايه‌داري و...، بر ملت‌هاي ضعيف و ناتوان ديگر، فرمان‌روايي و آقايي كرده و مالك بر جان و مال آنها باشند؟ اين است كه گفته‌اند «دانايي توانايي است، و آدم بي‌سواد كور است


 

 منبع:http://ghazni.parsiblog.com/


    حركت كردن كلمه مورد نظر شما به دنبال موس:

 

      باز شدن صفحه پاپ آپ همزمان با وبلاگ:

     

جنتری دری 

+ نوشته شده توسط مخالف جنگ و ترور در چهارشنبه 1386/01/01 |