تبليغاتX

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

فقر در افغانستان

 

نه په طبيب نه په ملا جوړيږي !   

 رنځور وطن به مو په چا جوړيږي؟

چرا بعضي ها عاشق جنگ اند و دشمن صلح؟

طالبان و حکمتیار از جنگ و ترور چه اهدافی دارند؟

نابود ساختن افغانستان چه نفعی برای آنان دارد؟

مرگ بر طالبان

 

 

تلفات انفجار كابل به يكصد تن رسيد

 

 

مناطق جنوبی کشور

در مناطق جنوبی کشور چی خبر است؟

 

تروریزم برای کشورهای جهان پدیده تازه نیست و تقریباً همه این چالیش را در درون خویش در یک مقطع زمانی و مکانی تجربه نموده است. کشورها همه در گذشته با پدیده تروریزم واحد از نوع کنونی آن مواجه نبوده اند و هر کشور تروریزم مختص به خود شانرا داشته که در نتیجه عوامل مختلف عمدتاً داخلی بوجود می آمده است.

 

تروریزم کنونی که ابعاد آن با گذشت زمان گسترده تر می گردد و یکی از بزرگترین چالیش جهانی برای کشورها محسوب می گردد پدیده نسبتاً بی سابقه بوده که ظاهرا مهار نشدنی بنظر میرسد و شاید برای جهان و جهانیان شدت و رعب آن به این مقیاس قابل تصور نبود. تروریزم جهانی که مرکز تقویت و آموزش آنرا کشورهای از قبیل افغانستان، پاکستان و عراق تشکیل میدهد تهدید بزرگ جهانی بشمار می آید و تا هنوز کشورهای متعددی بشمول افغانستان، پاکستان و عراق را تا مرز بی ثباتی و نا امنی کشانده است.

 

روزیکه گروه القایده و طالبان دو مجسمه بزرگ و تاریخی بودا در بامیان را تخریب نمودند جامعه جهانی شگفت زده شد. آنها مکرراً ازخود می پرسیدند: مگر ایدئولوژی آنقدر در اعتقادات انسان نیرومند است که اورا به تخریب مجسمه های بودا وادار سازد؟ این سوال توأم با تعجب آنها اولاً حکایت از دست کم گرفتن تاثیرات ایدئولوژی انحرافی در زندگی انسان و ثانیاً ارزش قایل شدن به مجسمه های بودا می کند. ولی تروریزم امروز به شیوه دیگر که عمق وحشیگری و سبعیت را به اثبات میرساند جلوه می کند. من باب نمونه، امروز گوشها و بعضاً چشمها در داخل و خارج از افغانستان با شنیدن و دیدن حملات انتحاری روز افزون، قتل و سربریدن انسانها به شیوه حیوانات عادت می کنند و شنیدن و دیدن این گونه صحنه ها با مرور زمان به جریان عادی روز تبدیل می شود. امروز ویدیو کلیپ صحنه عمل شدیداً فجیع سربریدن انسانرا توسط گروه تروریستی طالبان که در مناطق جنوبی اجرا شده بود در صفحه کمپیوترم باز نموده و تماشا نمودم. صحنه بسیار وحشتناگ و تکان دهنده بود و کاملاً هویدا است که طالبان و اجرا کنندگان این عمل نه تنها مسلمان نیستند بلکه زیشت ترین حیوانات وحشی اند که ظاهراً ساختار فزیکی انسانرا دارا می باشند. فکر می کنید آنها چقدر جانی و قصی القلب اند که افراد را با دست و پای بسته بروی زمین می خوابانند و سپس با کارد در دست داشته شان با خونسردی تمام سر آنهارا از بدن شان جدا می کنند؟

 

سوال اساسی اینستکه چرا مناطق جنوبی کشور پیوسته نا آرام است و چرا مناطق دیگر کشور دستخوش ناآرامی ها نمی شود؟ هزارجات رابه طور مثال مد نظر میگیریم. آیا حاکمیت قانون وامنیت کامل درنتیجه ای توجه دولت وجامعۀ جهانی است یا مردم خود شان صلح دوستند وازناامنی منزجراند؟ دولت وجامعه ای جهانی فعلاً هیچ گونه برنامه انکشافی وتقویت ارگان های امنیتی را درساحات هزاره نشین ندارند وآنها به خوبی میدانند که هزاره ها مردم صلح دوست ومتعهد میباشند ودرهیچ دوره ای تاریخ به ناامن ساختن وبی ثباتی کشور نه پرداخته اند. ساحات وولایات هزاره نشین کشور علارغم اینکه مداوم مورد بی عدالتی وبی توجهی دولت ها بوده است هرگز بستر افراط گرائی ونا امنی نبود ه است. علت اصلیکه شبکه های طالبان و القایده در مناطق غیر پشتون نشین به خصوص هزاره جات نفوذ نمی توانند نفرت و انزجار مردم از آنهاست نه حضور ارگانهای فعال امنیتی. آنها به خوبی میدنند که هیچ قوم وملیت به جز ازقوم پشتون آنها را حمایت نمی کنند وبرادران پشتون مداوم پنا گاه امن برای فعالیت وحضورآنها میباشند.

 

باید صریحاً گفت که طالبان برخاسته ازقوم پشتون است ودردوران حاکمیت آنها نیز صرفاً پشتون ها حامیان آنها بودند. بناءً اگردولت ونیروهای خارجی میخواهند جدی باشبکه های طالبان وطالبانیزم درداخل افغانستان مبارزه کنند اول آنها باید به تعدیل بخشیدن اندیشه ها وگرایش های افراطی که طیف وسیع قوم پشتون درکشورراشامل  میشود بپردازند.    

 

۱۸ ماه ثور ۱۳۸۶

نوشته شده توسط محمد نعیم دهقان زاده
 
 
 
رییس جمهور افغانستان، نا آرامی های این کشور، به ویژه آتش زدن مکاتب و کشتن معلمان و پزشکان را، کار کسانی دانست که "با تاریخ و عزت افغانستان خصومت دارند".
 
 
 
 
نظرات عمومی اینجا
+ نوشته شده توسط مخالف جنگ و ترور در شنبه 1386/02/15 |

بعد از اين كه افغانستان را به دست خودمان خراب نموديم، البته به كمك ديگران، حال چه بايد كرد؟

نه جاي ماندن و نه پاي رفتن!

***

خداوندا گر راست گويم فتنه از توست!

وگر نه دُو اَف[1] را چرا آفريدن!؟

 

خوب است لحظه‌ي پاي سبق جناب نشسته پنج كتاب بخوانيم و تسلي دل نماييم!

پاي سبق پنج‌كتاب

ياد بچگي‌ها بخير كه پاي درس جناب،در مجيد، نشسته «پنج‌كتاب» مي‌خوانديم و خود را در دو شيفت قبل از ظهر و بعد از ظهر، جَب ميداديم و صوت مي‌نموديم، ولي معاني اشعار را هيچ نمي‌فهميديم، كاش هيچ وقت نمي‌فهميديم، نه معاني اشعار را و نه اين را كه اين اشعار براي توجيه وضع موجود در عالم سروده شده تا من و امثال من، بر آن‌چه كه در عالم تقدير براي مان نوشته شده عصيان نكنيم و قبول كنيم كه همين است و جز اين نيست!

 

يكي در تنعُم يكي در عذاب!

يكي در مشقت يكي كامياب!

***

يكي در گلستان راحت مقيم!

يكي با غم و رنج محنت نديم!

***

يكي را بيرون رفته ز اندازه مال!

يكي در غم نان و خرج عيال!

***

يكي بر سرير و يكي بر حصير!

يكي در پلاس و يكي در حرير!

***

يكي در جهان جلالت امير!

يكي در كمند حوادث اسير![2]

-------

حمد بي‌حد مر خداي پاك را

آن‌كه ايمان داد مشت خاك را

***

اوست سلطان هرچه خواهد آن كند

عالَمي را در دمي ويران كند!

***

آن يكي را ارّه بر سر مي‌كشد!

ديگري را تاج بر سر مي‌نهد!

***

هست سلطاني مسلم مر او را

نيست كس را زهره چون و چرا!

***

آن يكي را گنج و نعمت مي‌دهد!

ديگري را رنج و زحمت مي‌دهد!

***

آن يكي را ز زر دوصد هميان دهد!

ديگري در در حسرت نان جان دهد![3]

------

برخلاف شاعر پنج كتاب؛ خداوند خود مي‌فرمايد: « وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ[4]» اما كرامت انساني افغان‌ها كه احتمالاً از «بني آدم» اند كجاست؟!

مفسرين گويند: منظور«همه‌ي بني آدم!» است.

 

بحث روايتى

در امالى شيخ از زيد بن على از پدرش )عليهماالسلام‏( نقل شده كه در تفسير آيه و لقد كرمنا بنى آدم مى‏فرمود : يعنى بنى آدم را بر ساير مخلوقات برترى داديم و حملناهم فى البر و البحر يعنى او را بر خشكى و ترى عالم مسلط كرديم و رزقناهم من الطيبات يعنى انواع ميوه‏هاى پاكيزه روزيش كرديم و فضلناهم يعنى در خوردن از آن طيبات او را بر ديگر حيوانات برترى داديم و مسلطترش كرديم ، چون هيچ پرنده و جنبنده‏اى در موقع خوردن دست خود را كار نمى‏زند مگر بنى آدم .

و در تفسير عياشى از جابر از حضرت ابى جعفر )عليه‏السلام‏( روايت شده كه در ذيل جمله و فضلناهم على كثير ممن خلقنا تفضيلا فرمود : خداوند تمامى حيوانات را منكب ) - به روى افتاده ( خلق كرده جز آدمى را كه او را منتصب آفريده ، و اين خود يكنوع برترى است .

مؤلف : آنچه در اين دو روايت است دو مصداق از برترى است ، نه اينكه آيه منحصر در همينها باشد ، به دليل كلام خود امام كه در آخر روايت فرمود : اين خود يكنوع برترى است . [5]

 

و نيز فرموده : و لقد كرمنا بنى آدم ، و حملناهم فى البر و البحر ... .

و اما لفظ ناس مناسب چنين مقامى نيست ، زيرا عرب اين كلمه را بيشتر در مواردى استعمال مى‏كند كه مى‏خواهد امتيازها را لغو كند ، و يا كسى را تحقير نموده و پستى فكر او را برساند ، به موارد استعمال زير توجه فرمائيد : فابى اكثر الناس الا كفورا ، يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثى ، و آياتى ديگر نظير اينها[6]

 

و مى‏فرمايد : ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم ) و لقد كرمنا بنى آدم .

سپس به سه قسمت از مواهب الهى ، نسبت به انسانها اشاره كرده مى‏گويد : ما آنها را با مركبهاى مختلفى كه در اختيارشان قرار داده‏ايم در خشكى و دريا حمل كرديم ) و حملناهم فى البر و البحر ( ديگر اينكه آنها را از طيبات روزى داديم ) و رزقناهم من الطيبات ( .

با توجه به وسعت مفهوم كلمه طيب كه هر موجود پاكيزه‏اى را شامل مى‏شود ، گستردگى اين نعمت بزرگ الهى آشكار مى‏گردد .

سوم اينكه ما آنها را بر بسيارى از مخلوقات خود فضيلت و برترى داديم ) و فضلناهم على كثير ممن خلقنا تفضيلا ( . [7]

قرآن تصريح مى‏كند كه خدا بنى آدم را گرامى داشته ، و بر همه خلايق برترى بخشيده ، : و لقد كرمنا بنى آدم و حملناهم فى البر و البحر و رزقناهم من الطيبات و فضلناهم على كثير ممن خلقنا تفضيلا ) اسراء - 70 [8].

 

و نيز فرمود« هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً[9]ً» مال موجود در دنيا مال همه است!

اصل ثابت كه همواره بايد رعايت شده و فروعش به وسيله آن اندازه‏گيرى شود ، اين است كه اموال موجود در دنيا، مال همه است ....

و بسيارى از فروعات مهم ، از آن جمله : احكام مربوط به انفاق و قسمت عمده‏اى از احكام معاملات و ... بر اين اصل اساسى مبتنى است ، خداى عز و جل اين اصل اصيل را در مواردى از كتابش تاييد نموده است ، از آن جمله فرموده : خلق لكم ما فى الارض جميعا [10]

 

خداوند زمين را براى زندگى انسانها آفريد  (و الارض وضعها للانام).

أنام را بعضى به معنى انسانها و بعضى به معنى انس و جن و گاه آنرا به معنى هر موجود ذى روح تفسير كرده‏اند .

البته جمعى از ارباب لغت و مفسران آنرا به مطلق خلق نيز تفسير كرده‏اند ولى قرائن موجود و خطابهاى سوره كه متوجه انس و جن است نشان مى‏دهد كه منظور از آن در اينجا همان انس و جن است . [11]

و عدل الهي را چنان‌چه گفته‌اند: يعني اعطاء چيزي به فرد يا افراد، به اندازه استحقاق شان، و گويا افغانستان و نيز برخي ممالك قاره افريقا، استحقاق شان فقر و بدبختي است!

 

[1] -  افغانستان و افريقا [البته بعضي كشورهاي افريقايي نه همه شان

[2] - ر.ك. پنج كتاب، سعدي، كريما، در صنعت حق تعالي

[3]  پنج كتاب، پند نامه عطار، در حمد باري تعالي عز اسمه

1- سوره اسراء‌، آيه 70

 

[5] - ترجمة الميزان ج : 13  ص :  233

 

[6] - ترجمة الميزان ج : 3  ص :  160

 

[7] - تفسير نمونه ج : 12  ص :  197

 

[8] - تفسير نمونه ج : 27  ص :  254

 

[9] - فاتحه، 29

[10] - ترجمة الميزان ج : 4  ص :  273

 

[11] - تفسير نمونه ج : 23  ص :  110

 

 
 
 
 
 

 
 
+ نوشته شده توسط مخالف جنگ و ترور در شنبه 1386/02/08 |

امريكا دوست بى اعتبار، مغرض و بى مروت است و دشمن آشتى ناپذير اسلام و مسلمانان .
 
كسانيكه بر دوستى امريكا اعتماد مىكنند، يا بسياركودن اند و يا در قلب شان ذره اى از ايمان وجود ندارد،
امريكا مزدور می پسندد نه دوست و رفيق،
مزدوريكه براى تأمين منافع امريكا به قربانى كردن خود و كشورش آماده باشد.
 
( دسایس پنهان چهره های عریان )
 
 
منبع: وبلاگ تنویر این جارا کلیک کنید
 
 
بدون شرح!

نظر تان را با کلیک در اینجا نيز مي‌توانيد بنویسید

 

 
+ نوشته شده توسط مخالف جنگ و ترور در شنبه 1386/02/08 |

 و ضاقت الارض

 و منعت السماء

و انت المستعان

 و اليك المشتكي

 

 

 

در حالی کهبیداد میکند

و در سال  اخراج مهاجرین افغانی

 با تمام مشترکات که بین دو كشور اسلامي ، ایران و افغانستان است به انسجام اسلامی لطمه وارد خواهد نمود، لذا از مقامات ذی ربط و نیروی انتظامی ج ا ا. خواهشمندیم پروسه اخراج را قانونمند ساخته و به دور از اذیت و آزار بازگشت صورت پذيرد

 

نظر تان را با کلیک در اینجا بنویسید

 

+ نوشته شده توسط مخالف جنگ و ترور در سه شنبه 1386/02/04 |

 

فتواي جهاد حكمتيار

 

 

بايد روزي به وطن بازگشت!

عموم مهاجرين براي رسيدن روزي كه بتوانند به كشور برگردند و زندگي آبرومندانه را آغاز كنند، لحظه شماري مي‌كنند.

بودن در قفس طلايي با بال و پر شكسته، و قلب پر از اندوه و بأس و نا اميدي، و تحقير و توهين تا به كي؟

كشوري كه «عموپورنگ دوست بچه‌ها» آن را در جشن آينده سازان چنين توصيف ميكند:

 زمزمه‌ي افغيني ميخونم:

آه آ--------------ه بي آشيانه گشتم   يك زير زميني داشتم

وقتي كه توش ميرفتم   پا به فرار ميذاشتم

زير زمين من   پر از سوسك و جانور

زير زمين من  شبيه يك آب انباره

زير زمين من! چه بگم پر از سوسك و جانورِ

 توهين به كسي كه براي توهين آفريده شده، يك امر طبيعي است، و يا بهتر بگويم غيرت و شجاعت انقلابي مردم افغان زمين در جهاد عليه همديگر و قتل و كشتن‌هاي بي‌حاصل و پوچ بود كه ما را سزاوار آوارگي و پيامدهاي ناگوار آن ساخت!

در كشوري كه مفتي اعظمش جناب حكمتيار با سابقه مشخص كه دارد، همواره فتوا به جنگ و جهاد مي‌دهد، و مردم را براي عذاب دادن در دنيا، از عذاب آخرت مي‌ترساند، خوب است از زبان خودش بشنويم:

باید هریک از ما تصور کند، که در حضور خداوند - عزوجل - است و از وی حساب می کشد و در باره کار ها و تلاش هایی که بخاطر اعلای کلمه الله، تثبیت حاکمیت دین خدا و آزادی سرزمینهای اشغال شده مسلمانان انجام داده است، از او سوال می کند.

آیا در آن روز در جواب سوالات به خدا می گوید که پروردگارا! نمی دانستم که تلاش و کوشش عملی در این زمینه بر من فرض عین بود؟ یا جواب می دهد خدا یا! وقتی نداشتم که بخاطر تو کاری انجام دهم ...؟ یا می گوید ای پروردگارم! من می ترسیدم و ترس به ستخوانهایم سرایت کرده بود، زیرای می دانستم که کار کردن بخاطر تو سخت و حرکت در مسیر تو پر از خار می باشد؟ یا چه جواب دیگری در روزی قیامت آن هم در محضر الهی به کوتاهی های خود می دهد ؟ ......؟

همانا من به خود و شما هشدار می دهم به اینکه اگر ما از هم اکنون نجنبیم و برای خدمت به اسلام وارد عمل نشویم باید منتظر وعید خداوند باشیم که می فرماید: ( واتقوا فتنه لاتصیبن الذین ظلموا منکم خاصه) انفال آیه ۲۵ یعنی: خویشتن را از بلا و مصیبتی بدور دارید که تنها دامنگیر کسانی نمی گردد که ستم می کنند بلکه اگر جلوی ستمکاران گرفته نشود، خشک و تر به گناه آنان می سوزد. و همچنین باید منتظر تهدید رسول خدا(ص) باشیم که می فرمایند: ( والذی نفسی بیده التامرن بالمعروف و لتنهون عن المنکر او لیوشکن  الله ان یبعث علیکم عقابا منه ثم تدعونه فلایستجاب لکم) رواه سنن ترمذی . ترجمه - سوگند به کسیکه جانم در دست اوست! باید امر به معروف و نهی از منکر بکنید یا نزدیک است که بزودی خداوند عذابی را بر شما نازل کند سپس برای دفع آن دعایتان مستجاب نمی شود.

این عقوبت دنیو است اما در آخرت وضعیت بسیار ترسناک، و حساب و کتاب بسیار سخت می باشد.[1]

و در كشوري كه مولوي عمر خود را و طالبان، تماميت‌خواهان فاشيست، را نمايندگان تام الاختيار خداوند! در افغانستان قلمداد مي‌كنند، و خواهان پياده ساختن حكومت خدا در سرزمين خدا هستند![2] و امنيت و آرامي را از مردم گرفته‌اند، و به هيچ چيز راضي نيستند، به جز رسيدن به قدرت مطلق، و محروم كردن مليون‌ها تبعه كشور از حقوق مسلم شان.

و در كشوري كه بعد از جنگ، تنها صاحبان قدرت، صاحب كار، شغل و درآمد بوده، شايسته سالاري جايش را به تفنگ سالاري مي‌دهد و توده‌هاي مردم براي لقمه ناني جان مي‌دهند، چگونه اميدي به زندگي و بازگشت شرافتمندانه‌ي مهاجرين داشت؟

اگر نظری به گذشته ها بیفکنیم، از پنج سال بدینسو مردم با گرفتن وعده های رنگین از سوی دولت و مجامع بین المللی در انتظار بهبود اوضاع به سر می برند. ایجاد حکومت انتقالی، انتخابات منظم و تعیین یک زعامت مردمی، ایجاد یک پارلمان مردمی که بتواند برای حل مشکل و معضلات مردم کاری بکنند، محو فساد اداری و سپردن کار به اهل آن و ایجاد زمینه های کاری برای مردم همه و همه از وعده های دولت برای مردم بوده که تا هنوز هم بر آورده نشده اند. اما عامل این همه پیمان شکنی دولت در برابر وعده های داده شده چی است؟ از پنج سال بدینسو سیل کمک های جامعۀ جهانی به عناوین گوناگون به دولت افغانستان جاری شد اما مستضعفین و مستحقین کمتر و حتی هیچ نتوانستند از این کمک ها مستفید گردند. درحال حاضر شمار زیادی از باز گشت کننده های بی‌کار و بی‌سرپناه در کنار بی‌کاران و بی‌سرپناهان داخلی بسر می‌برند. اما دولت قادر نگردیده با وجود دریافت میلیاردها دالر هزینه، کمکی برای سیل بیکاران در کشور فراهم نماید. در کنار آن چه بی تفاوتی دولت خوانده می شود، مردم هم کمتر احساس همدری و همنوایی با همنوعان خود دارند؛ فقر در کشور بیداد می کند اما نه برای همه. در یک گوشه پایتخت پدری کودکش را از ناتوانی در مسجد رها می کند اما در گوشه دیگر آن، جنابی که در واقع ممکن است حقوق همین پدر و کودکش را غصب کرده باشد سالروز تولد فرزندش را با مراسم هفت شبانه روزی و دعوت صدها تن جشن می گیرد.

این تنها ناکارآمدی دولت در حیطۀ بهبود اقتصاد مردم نیست که موجب نارضایتی مردم از دولت شده است بلکه محو فساد اداری، مبارزه با پدیده شوم مواد مخدر، عدم بازسازی درست و منظم و تامین امنیت از عوامل عمده یی است که دولت نتوانسته دل مردم را بدست آورد. هرچند مردم بسیار امیدوار به کار و فعالیت مثبت و مثمر دولت بودند اما گفته می شود با گذشت هر روز این امیدها به یاس مبدل می شود. این یک حقیقت مسلم است که هیچ دولتی نخواهد توانست در مدت پنج و یا ده سال خرابی ها و مشکلات زاده از جنگهای حدود دو و نیم دهه در افغانستان را حل کند اما این هم واضح است که دولت افغانستان در چهار سال گذشته به تناسب پولهایی که به مصرف رسیده کمتر موفقیتی داشته است. امنیت اولین و مهم ترین لازمه یک دولت است اما این لازمه حتی در پایتخت کشور وجود ندارد. تاحدی که با وجود هزاران پولیس و نظامی اردو و قوای خارجی در کشور مردم حتی در پایتخت احساس امنیت و مصوونیت نمی کنند و در کنار ازدیاد روز افزون موارد جنایی چون دزدی؛ آدم ربایی و رهزنی شاهد حملات سازماندهی شده انتحاری، انفجار و حتی راکت زنی هم بوده اند.

با توجه به عوامل یاد شده و بی توجهی های دولت در قبال این موضوعات می توان گفت که شماری از مردم واقعا از عملکرد دولت خسته شده و امیدی به فردای خود ندارند. با این همه دلسردی و ناامیدی از دولت، این سخنان فرمانده کل نیروهای ناتو می تواند هشداری باشد که می گوید " خطر گرایش به طالبان در افغانستان بالا می گیرد." هرچند مردم، رژیم طالبان را بیشتر از پنج سال در افغانستان به تجربه گرفته و خاطرات تلخ و ناگواری از آن دارند اما شاید نا امیدی از حالت فعلی، زمینه ساز آن شود تا شماری از آن ها خواسته و یا ناخواسته به صفوف مخالفان بپیوندند.

پس لازم است زعمای کشور بیشتر به فکر مردم و شهروندان ساکن در افغانستان باشند،

زیرا مردم به این باوراند که آنها نیز مانند دیگر مردمان جهان حق کار، حق تحصیل، حق مصوونیت و سرانجام حق ادامه زنده گی دارند و دولت در قبال تامین این حقوق آن ها مسوولیت دارد. [3]

 

خوب است رئس محترم جمهور و وزير محترم خارجه در عوض التماس به ايران، يا پاكستان، به فكر ايجاد زمينه‌ي بازگشت شرافتمندانه‌ي مهاجرين به كشور باشند، كمك‌هاي خارجي را در جهت ايجاد اشتغال و رفع بيكاري به كار برند، و بدانند كه حكومت در قبال رعيت مسئوليت سنگيني دارد.

 

نظر تان را با کلیک در اینجا نيز مي‌توانيد بنویسید


 

[1] - http://www.tanweer.blogfa.com/post-72.aspx

[2] - مصاحبه سخنگوي طالبان ملا عبد المنان نيازي رجوع شود

[3] - http://www.gma.com.af/All%20Document%20of%20Website/Seyasad/seyasad23.htm

+ نوشته شده توسط مخالف جنگ و ترور در یکشنبه 1386/02/02 |
مفتی عربستان: اهل تسنن حق تكفير شيعيان را ندارند

گروه بين‌الملل: «شيخ سلمان العودة» مفتی و مبلغ برجسته عربستان سعودی اهل تسنن را به پرهيز ازتكفير شيعيان فراخواند و از پيروان اهل تشيع نيز خواستار احترام به عقايد سنيان شد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از پايگاه اطلاع‌رسانی محيط، اين انديشمند عربستانی در ادامه سخنان خود در باشگاه ادبی رياض با عنوان «صلح‌طلبی در تاريخ اسلام» راه حل اختلافات بين شيعه و سنی را در هم‌زيستی و بحث در مصالح مشترك عنوان كرد.

شيخ سلمان العودة، مفتی عربستان

وی گفت: تسامح و صلح‌طلبی به معنای آن نيست كه انسان درست و غلط را از هم تشخيص ندهد بلكه به معنای حفظ حقوق، عدالت و رعايت انصاف‌است.

مفتی عربستان يادآورشد: اسلام از زمان پيامبر اكرم (ص) و خلفای راشدين تا عصر اموی و خلافت عمربن عبدالعزيز شاهد نمونه‌های زيادی از دوستی بين شيعيان و اهل تسنن بوده‌است و اگر اين دوستی بين مذاهب اسلامی تداوم نداشت تا به امروز اثری از هيچ‌يك از پيروان فرقه‌‌های اسلامی ديده نمی‌شد.

سلمان العودة تصريح كرد: اسلام نيز با تاكيد بر خويشتن‌داری، حفظ مال و دين، حفظ مبادی و اصولی كه اجتماع بر آن بناشده، رعايت حقوق يكديگر و حفظ كرامت اسلامی پيروان خود را دعوت به زندگی مسالمت‌آميز می‌كند.

 مفتی برجسته عربستان:
تعصبات قبيله‌ای، مذهبی و دينی از جمله عوامل مهم در ايجاد اختلافات بين مذاهب شيعه و سنی است

وی با اشاره به اينكه صلح‌طلبی بين فرقه‌های اسلامی در حال حاضر كم‌رنگ‌تر از گذشته شده؛ افزود: تعصبات قبيله‌ای، مذهبی و دينی از جمله عوامل مهم در ايجاد اختلافات بين مذاهب است.

العودة انديشمند و مبلغ اسلامی عربستان همچنين گفت: اسلام بر اساس نژاد پايه‌گذاری نشده‌است چراكه همه پيروان آن اعم از فارس، عرب و غير عرب موسسان تاريخ اسلام بوده‌اند.

وی در پاسخ به سؤال‌‌های برخی مسلمانان، مبنی بر برقراری روابط دوستانه بين مذاهب مختلف اسلامی يادآورشد: در اين زمينه هيچ فتوايی صادر نمی‌شود چراكه اسلام حتی روابط دوستانه را با پيروان ديگر اديان جايز دانسته‌است.

شيخ سلمان العوده اين مفتی برجسته در پايان سخنان خود گفت: شايد علت درگيری‌های اخير بين شيعيان و اهل تسنن ناشی از روحيه خشن نژاد عرب باشد كه دوست دارد با قوت هرچه تمام به آنچه می‌خواهد دست‌يابد لذا با كنارگذاشتن عنصر تفوق‌طلبی بسياری از مشكلات كنونی حل و از شدت درگيری‌ها كاسته خواهدشد.

منبع: http://www.iqna.ir/news_detail.php?ProdID=104694

 نظر تان را با کلیک در اینجا بنویسید

 

+ نوشته شده توسط مخالف جنگ و ترور در شنبه 1386/02/01 |