در سوگ باباي ملت
ضمن عرض تسليت، به هموطنان كه در سوگ باباي ملت نشستهاند.
از انصاف بهدور خواهد بود، اگر جنبههاي مثبت و خوب «باباي ملت» را ناديده گرفته و يا انكار كنيم، حقشناسي ايجاب ميكند تا گوشهاي از خدمات اعليحضرت «باباي ملت» را متذكر گرديم:
1- در طول 40 سال حكومت وي امنيت و آرامي در سراسر كشور، (بجز بعض از مناطق جنوبي كشور، مثل دشت بكوا و يا دره منگل و ...، كه دزد و رهزن داشت) برقرار بود كه مقولهي و كتهگوري امنيت از ارزشمندترين مقولات زندگي انساني است و براي ما افغانستانيها اهميت و جايگاه والائي داشته و دارد.
2- به رغم اينكه پدر شاه (اعليحضرت نادرشاه) بهدست يكي از اتباع درجهدوم كشور و نيمه شهروند – عبد الخالق هزاره- به قتل رسيد، و سنت هميشگي شاهانه، ايجاب ميكرد، تا جُوي خون در هزارستان و مناطق كه اتباع درجه 2 در آن زندگي ميكردند، جاري شده، و كلهمنارها از سرهاي بريده آنان برپا گردد، اما شاه، راه گذشتگان را در پيش نگرفت، و به محصلين هزاره، نيز اجازه فرمودند تا به دانشگاه و پوهنتون راه يابند و از تحصيلات عالي بهره گيرند.
3- با تلاش اعلي حضرت شاه همايوني، دموكراسي و ايدهي عدالت اجتماعي و برابري اقوام ساكن در كشور، پا گرفت و براي اولين بار اقوام هميشه محكوم، ميتوانستند بگويند: «افغانستان خانه مشترك ماست!» هرچند اقوام محكوم، در محكوميت هميشگي خويش باقي ماندند!
آري هموطن!ا «باباي ملت» اعليحضرت المتوكل علي الله محمد ظاهرشاه، در حالي دار فاني را وداع گفت كه سفرهي فرزندانش خالي از نان است، و كشور جنگزده افغانستان، با اين كلمات، در جهان توصيف ميگردد:
افغانستان، فقيرترين؛ عقب ماندهترين و ... كشور دنيا است
مشخصات:
Kabul in the gape of poverty and destitution
RAWA Photos, January 2005
Please mouse over on each photo نشانگر موس تانرا روی تصاوير سمت چپ ببرید
to view captions here
تا شرح هر عکس را اينجا ببينيد.
























