احاديث بشارت كه بازگو كننده خصوصيات آن حضرت نيز است بخش اعظم از ‹‹ احاديث المهدي›› را تشكيل ميدهد و ما جهت رعايت اختصار به ذكر چند روايت بسنده ميكنيم؛
روايت اول: بخاري و مسلم هر دو از ابي هريره از رسول خدا(ص) نقل ميكنند:‹‹ كيف انتم اذا نزل ابن مريم فيكم و امامكم منكم››8
يعني: چگونه خواهيد بود هنگامي كه عيسي بن مريم در بين شما نازل شود در حاليكه امام شما از خود شما است.
نكته قابل توجه در ذيل روايت اين است كه در حديث فوق به صراحت اسمي از حضرت صاحب الزمان (عج) برده نشده است و به همين جهت عده اي اندك از اهل سنت كه منكر مهدويت هستند يكي از دلايل خود براي اين انكار تهي بودن صحيحين را از احاديث المهدي ميدانند .9
اين درحالي است كه جمعي زيادي از محققين اهل سنت اين حديث را يا در زمره ساير احاديث مربوط به امام عصر(عج) آوردهاند و يا اينكه ‹‹ امامكم منكم››را به مهدي موعود تفسير كرده اند كه ذيلا به چند مورد اشاره مي شود :
ابن صباغ در فصول المهمه .10
قندوزي حنفي در ينابع الموده11
ابن حجر عسقلاني در فتح الباري 12
ابن بطريق درعمده عيون صحاح الا خبار 13
علي ناصف درغايه المامول شرح التاج الجامع للاصول14
روايت دوم: احمد در مسند از ابو سعيد خدري از رسول خدا (ص)نقل مي كند كه حضرت فرمود:
‹‹ بشارت مي دهم شما را به مهدي موعود كه در هنگام اختلافات و كشمكشها ي مردم ظاهر ميشود، آنگاه زمين را پر از عدل و قسط مي كند آنگونه كه از ظلم و ستم پر شده بود و اهل زمين و آسمان از او راضي مي شوند و او بيت المال را بطور مساوي تقسيم مي كند ››.15
روايت سوم : حاكم نيشابوري در المستدرك علي الصحيحين از طريق ابو سعيد خدري از رسول خدا(ص)اين روايت را ذكر مي كند ‹‹ مهدي در آخر امت من خروج مي كند›› .16
روايت چهارم : ترمزي و ابو داود در سنن شان از ابي هريره از رسول خدا (ص)چنين نقل مي كند :‹‹ اگر از عمر دنيا بجز يك روز نماند خداوند آن روز را آنقدر طولاني مي كند تا مردي
از اهل بيت من بيايد و دنيا را پر از عدل و داد كند آنگونه كه از ستم پر شده بود .››17
2- فضيلت انتظار فرج:
پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد :‹‹ از فضل و رحمت خداوند متعال بخواهيد چرا كه خداوند متعال دوست دارد كه از او خواسته شود و بهترين عبادت انتظار فرج است››
حديث فوق از 39 جامع روايي در معجم احاديث المهدي (عج) نقل گرديده است كه قريب به نصف آنها را منابع اهل سنت تشكيل مي دهد 18
3- مهدي فرزند نبي اكرم(ص):
شبلنجي در نور الابصار از حزيفة بن يمان نقل ميكند كه رسول گرامي فرمود: ‹‹ مهدي فرزند من است صورتش مثل ماه درخشنده، رنگش رنگ عربي و هيكل و جسهاش جسهي اسرائيلي (يعني مثل بني اسرائيل قوي هيكل است)، زمين را پر از عدل و داد ميكند آنگونه كه پر از جور شده بود...››19
همچنين در فرائد السمطين از ابن عباس از رسول خدا(ص) نقل گرديده است كه حضرت فرمودند:
‹‹ مهدي از فرزندان من است چهل ساله به نظر مي رسد صورتش مثل ستاره درخشان است بر گونهاش خال سياه دارد...››20
4- مهدي از اهل بيت يا عترت:
ابن ماجه در سنن خودش از انس بن مالك از پيامبر (ص)چنين روايت مي كند :
‹‹ ما فرزندان عبدالمطلب سادات بهشتيان هستيم، من، حمزه ، جعفر ، علي ، حسن ، حسين و مهدي››21
روايت فوق ضمن بيان عظمت و مقام والاي افراد مذكور از جمله حضرت صاحب الزمان(عج)، بر مطلب مورد نظر يعني از اهل بيت بودن صاحب الزمان نيز صراحت دارد. هم چنين حاكم در مستدرك حديثي را نقل مي كند كه در صدر آن جملهي ‹‹ مهدي از اهل بيت است ››ذكر شده است 22
ابن بطريق به نقل از ام سلمه از رسول خدا روايتي را ذكر كرده است كه در آن نيز مهدي به عنوان عضوي از عترت و از نسل فاطمه (س) معرفي شده است 23
5- مهدي فرزند اميرالمومنين علي (ع) :
قندوزي حنفي به نقل از كتاب الاصابه في تمييزالصحابه نوشته ابن حجر عسقلا ني از سعيد بن جبير از ابن عباس اين روايت را ذكر مي كند كه رسول گرامي اسلام فرمودند:
‹‹علي وصي و جانشين من است و مهدي قائم منتظر از نسل او است...››24
6- مهدي فرزند فاطمه زهرا (س):
نبي اكرم (ص)مي فرمايد :‹‹مهدي حق و از فرزندان فاطمه است ››25
روايت فوق در معجم احاديث الامام المهدي از 84 جامع روايي فريقين نقل شده است كه از اين ميان 56 منبع از مصادر اهل سنت است 26
همين طورحاكم نيشابوري در مستدرك و ابن ماجه در سنن از ام سلمه از رسول گرامي(ص) نقل كرده اند كه حضرت فرمودند:‹‹ مهدي از فرزندان فاطمه است.››27
7- مهدي فرزند امام حسين (ص):
صاحب ينابع المودة در مودة دهم از كتابش كه اختصاص به عدد ائمه - و اين كه مهدي از آنها است- دارد روايتي را كه اميرالمومنين علي(ع)از پيامبر اكرم(ص) نقل نموده است، به اين مضمون ذكر ميكند ‹‹ دنيا به پايان نميرسد تا مردي از فرزندان حسين در امت من قيام و زمين را پر از عدل كند آنگونه كه پر از جور شده بود››28
جويني خراساني نيز روايتي را نقل ميكند كه در آن هم به حسيني بودن مهدي موعود تصريح گرديده است .29
8- مهدي فرزند امام حسن عسكري(ع):
ابن عباس يك پاسخ و پرسش طولاني را روايت كرده است كه بين پيامبر(ص) و يك يهودي بنام نعثل صورت گرفته است؛ فشرده داستان از اين قرار است كه يهودي سؤالهاي را مطرح و رسول گرامي اسلام پاسخ ميدادند يكي از سؤالها اين بود كه اي محمد وصي و جانشين شما كيست از آنها برايم بگو چون هيچ پيامبري نيست مگر اينكه وصي داشته باشد، نبي ما موسي بن عمران به يوشع بن نون وصيت كرد؟
پيامبر اسلام(ص) در جواب فرمود:‹‹ وصي من علي بن ابي طالب است و بعد از او نوه هاي من حسن و حسين و سپس نه نفر از اولاد حسين ›› يهودي گفت اي محمد آنها را برايم اسم ببر؟
پيامبر اكرم همه ائمه نه گانه از نسل امام حسين(ع) را آنگونه كه نزد شيعه دوازده امامي شناخته شده هستند، يكايك نام مي بردند و از امام زمان مهدي موعود(عج) به عنوان فرزند امام حسن عسكري(ع) و دوازدهمين جانشين خويش ياد نمود 30
اگرچه ذكر روايات بهطول انجاميد اما ما در اين امر تعمد داشتيم تا خواننده گرامي با ملاحظه نمودن عين رواياتي كه در كتب معتبر اهل سنت آمده و بر اساس آنها جاي هيچ شك و شبهي در تعيين مصداق منجي بشريت و اين كه او هم اكنون زنده است باقي نميماند، بدانند كه ديدگاه مشهور اهل سنت در مورد امام زمان(عج) ـ كه بدان اشاره خواهيم نمود ـ با محتوي احاديث مذكور در منابع معتبر خود شان نيز ناسازگار است و در واقع مبتني بر رواياتي است از اعتبار چنداني بر خور دار نبوده و در مقام تعارض قابليت رجحان بر روايت فوق را ندارند. اكنون به بررسي اعتبار روايات امام زمان(عج) نزد علما اهل سنت مي پردازيم؛
صحت‹‹ احاديث المهدي ›› نزد ائمه حديث :
در بررسي اعتبار روايات وارده در شاَن امام مهدي (عج) بايد متذكر شد كه هر چند در بين آنها احاديث ضعيف و غير قابل اعتماد نيز ديده مي شود (خوشبختانه همين امر در بحث تعارض اخبار كار ساز است ) اما بخش اعظم آنها صحيح و قابل اعتماد هستند بخصوص آن دست از رواياتي كه اصل مساله مهدويت و اينكه ايشان از نسل علي ، فاطمه و حسين است . بيش از 25 نفر از علماي حديث و روات اهل سنت آنها را صحيح مي دانند وبا تعابير مختلف شهادت داده اند كه احاديث و روايات رسيده در اين زمينه صحيح و قابل اعتماد هستند31
در ذيل اسماء برخي از آنها را ملاحظه مي كنيد :
1- ترمزي (م297) سنن
2- ابو جعفر عقيلي (م322) ضعفاء الكبري
3- ابو محمد حسن بن علي (م329) شرح السنه
4 – حاكم (م405) مستدرك
5- بيهقي (م458) الاعتقادوالهدايته الي السبيل الرشاد
6- بغوي (م516 يا510 ) مصابيح السنه
7- ابن اثير (م 606) النهايه في غريب ...
8- ابن منظور (م 711) لسان ا لعرب
9- ابن تيميمه (م 728) منهاج السنه
10- ابن كثير(م 744) النهايه في الفتن...32
از اين ميان ترمزي از چهار حديثي كه نقل مي كند 3 روايت را صحيح مي داند 33
حاكم نيشابوري درباره چهار حديث مي گويد :اين حديث صحيح السند هست لكن بخاري و مسلم آنها را ذكر نكرده اند. و در مورد 3روايت ديگر مي نويسد : اين حديث بر اساس شروطي كه بخاري و مسلم بيان كرده اند صحيح السند است اگر چه آن دو اين روايت را ذكر نكرده اند34
ذهبي در تلخيص مستدرك دو روايت از رواياتي را كه حاكم تصحيح كرده صحيح مي داند و سكوتش در قبال ساير تصحيحات حاكم نشان از رضايتمندي او است والا آنها را تضعيف مي كرد 35
ابن تيميه در اين مورد گويد :‹‹رواياتي كه براي خروج مهدي به آنها احتياج مي شود روايات صحيحه هستند و ابو داود ترمزي ، احمد و ديگران آنها را روايت كرده اند››36
تواتر‹‹ احاديث المهدي ››نزد علما و ائمه حديث:
پس از اثبات صحت و اعتبار روايات وارده درشان امام مهدي (عج)نزد اهل سنت ، جاي طرح اين سوال است كه آيا اهل سنت ‹‹احاديث المهدي ›› را اخبار آحاد تلقي مي كنند ؟كه در اين صورت از ميزان اعتبار آنها تا حدودي كاسته خواهد شد يا اينكه آنها نيز روايات اين باب را متواتر مي دانند ؟ كه اين امر بر قوت و قدرت آنها مي افزايد
پس از مراجعه به منابع اهل سنت در اين زمينه با موج از اعترافات و شهادتها روبرو مي شويم. چنانچه عبد العظيم بستوي يكي از نويسندگان معاصر سني مذهب، شانزده نفر از علما و محدثين را ذكر مي كند كه به تواتر ‹‹ احاديث المهدي›› تصريح كرده اند . 37 از آن جمله حسيني برزنجي در كتاب الاشاعه في اشراط الساعه مينويسد ‹‹ رواياتي دال بر وجود مهدي و ظهورش در آخر الزمان و اينكه او از عترت رسول خدا(ص) و از فرزندان فاطمه است، به حد تواتر معنوي رسيدهاند پس هيچ مجالي براي انكار آنها نيست››38
وي هم چنين به نقل از قاضي شوكاني مينويسد‹‹ پس ثابت شد كه روايات وارده در شان مهدي منتظر متواتر اند››39
يكي ديگر از كساني كه به تواتر احاديث المهدي تصريح نموده است ، محمد بن حسين آبري (م 363) صاحب المناقب الشافعي است وي در مقام رد بر حديثي كه ميگويد‹‹ مهدي جز عيسي بن مريم نيست›› چنين مي نويسد:‹‹ به تحقيق كه اخبار دال بر ظهور مهدي و اين كه او از اهل بيت است ، هفت سال حكومت و زمين را پر از عدل مي كند متواتر است و به جهت كثرت رواتش از نبي اكرم(ص) به حد استفاضه رسيده اند...››40 شايان ذكر است كه اثر آبري بدليل جايگاه تاريخي كه دارد، مرجع قابل اعتماد براي متاخرين قرار گرفته است چنانچه ابن حجر عسقلاني در فتح الباري و تهذيب التهذيب قول به تواتر احاديث المهدي را از آبري نقل و آن را تائيد مي كند41 و شبلنجي در نور الابصار جملهي شبيه گفته آبري را مي نويسد كه احتمالا بي تاثير از او نيست 42
حال كه اعتبار و تواتر احاديث المهدي از ديدگاه اهل سنت محرز گرديد و بر اساس روايات مذكور، مهدي موعود مردي از اهل بيت از نسل علي، زهرا، نهمين امام بعد از امام حسين(ع) و فرزند امام حسن عسكري(ع) است، مناسب است بدانيم كه آيا شخصي با اين ويژگي از ديدگاه اهل سنت متولد گرديده است يا خير؟ و اگر جواب مثبت است او را متولد چه سال، ماه و روزي می داند؟ با مراجعه به منابع اهل سنت و تحقيقات انجام شده در اين زمينه متوجه مي شويم كه پاسخ اين سوال نيز مثبت است و اكثر قريب به اتفاق از علما، محدثين و مورخين اهل سنت قائل به ولادت فردي هستند كه خصوصيات وارده در روايات بر آن تطبيق مي كند؛ حمد فتلاوي در اين زمينه مي نويسد :‹‹جمعي زيادي از علما اهل سنت كه تعدادشان به 130 نفر مي رسد ، به ولادت امام مهدي (عج) در سال 255 ه به عنوان فرزند امام حسن عسگري و از نسل امام حسين ، اعتراف كرده اند.43
وي هم چنين 26 نفر را نام مي برد كه معترف به ولادت امام مهدي (عج) در نيمه شعبان هستند .44
ابن حجر هيتمي در الصواعق المحرقه مي نويسد :‹‹ ابو القاسم محمد حجت هنگام وفات پدرش 5 سال داشت و خداوند او را در همان كودكي حكمت آموخت او قائم منتظر ناميده مي شود ››ا45 ابن صباغ در فصول المهمه ميگويد :‹‹ ابوالقاسم محمد حجت پسر حسن خالص در سامرا در نيمه شعبان سا ل 255ه به دنيا آمد .››46
ابن خلكان در وفيا ت الا عيان چنين نگاشته است:
‹‹ابو القاسم محمد فرزند حسن عسكري فرزند علي هادي فرزند محمد جواد دوازدهمين امام از ائمه دوازدگانه است بر حسب اعتقاد اماميه و ولادت او در روز جمعه نيمه شعبان سال 255ه بود و هنگامي كه پدرش در گذشت او 5سال سن داشت .››47
و ذهبي در سير اعلام النبلا و ابن اثير در الكامل في التاريخ نيز ولادت حضرت حجت را ذكر كرده اند . كه ما به دليل رعايت اختصار از ذكر عين جملات آنها و ديگر معترفين مي گذريم و علاقه مندان را به منابع اصليارجاع ميدهيم.48
كساني كه مهدي موعود را فرزند امام حسن عسكري مي دانند :
آنچه تا به حال درباره ولادت حضرت ذكر شد شهادت به ولادت فرزندي بود براي امام حسن عسكري بنام محمد، حجت، ابو القاسم و اينكه به عقيده شيعيان او همان مهدي موعود منتظر است اما در اينجا از كساني اسم مي بريم كه معتقدند كه مهدي موعود برحسب اعتقاد آنها نيز، فرزند امام حسن عسكري است .اگر چه در بيان اينها به ولادت حضرت اشاره نشده است اما بهضميمه اعترافات قبلي مكمل هم ديگرند؛ علامه شعراني در اليواقيت و الجواهر از كتاب فتوحات المكيه محي الدين ابن عربي باب 66 چنين نقل مي كند :‹‹بدانيد كه ظهور مهدي لا بد منه است منتهي او خروج نمي كند تا زماني كه جهان پر از ظلم و ستم شو د و او ا ن را پر از عدل و قسط خواهد كرد و اگر جز يك روز از عمر دنيا باقي نماند خداوند ا ن روز را ا ن قدر طولاني خواهد كرد كه او بيايد ، او از عترت رسول خدا از فرزندان فاطمه رضي الله عنها است جد او حسين بن علي بن ابي طالب و پدرش حسن عسكري است ...››49
نكته جالب توجه اينكه در چاپها ي موجود از كتاب فتوحات محي الدين عربي چنين چيزي يافت نمي شود و اين امر نشانه اي از دستبرد در اين كتاب است .
صاحب ينابع الموده باب 86 از ابواب كتابش را به ذكر كساني اختصاص داده است كه مهدي موعود را فرزند امام حسن عسكري مي داند وي در اين باب از يازده نفر اسم مي برد و عين عبارات شان را نقل مي كند 2 نفر از اهل لغت و 3 نفر از فقها و6 نفر از اصحاب شعر و ادب كه ما به دليل پر هيز از طولاني شدن مقاله فقط به ذكر اسامي شان اكتفا مي كنيم :
1- كمال الدين ابو سالم محمد حلبي شافعي
2- صلاح الدين صفري
3- محمد بن يوسف بن محمد كنجي شافعي
4- نور الدين علي بن محمد مالكي
5- محمد بن ابراهيم جويني شافعي
6- شيخ السلام احمد جامي نامقي
7- عطار نيشابوري
8- شمس الدين تبريزي
9- جلا ل الدين مولانا رومي
10- نعمه الله ولي
11- سيد نسيمي 50
علي دواني كه خود 120نفر از دانشمندان اهل سنت را نام مي برد كه معترف به بنوت مهدي موعود براي امام حسن عسكري (عج) هستند در باره عملكرد قندوزي مي نويسد :
‹‹تا آنجايي كه تحقيق و بررسي نموده ايم اين مو ضو ع را نخستين بار دانشمند عا ليقدر سني شيخ سليمان حنفي قندوزي بلخي مقيم قسطنطنيه در گذشته سال1294 ه فتح باب نموده و در كتاب پر ارج خود ‹‹ينابع الموده ›› از آن سخن به ميان آورده است››51
منكرين مهدويت :
در بين دانشمندان و شخصيت هاي علمي اهل سنت عده انگشت شماري كه از وزنه و اعتبار چندان هم برخوردار نيستند منكر انديشه مهدويت شده اند و روايات وارده در اين زمينه را غير معتبر مي دانند كه از متقد مين به ابن حزم اندلسي ظاهري (456م) نسبت داده شده است . 52 و پس از آن ابن خلدون مغربي (808م) به تضعيف احاديث المهدي شهرت دارد . چنانكه يكي از نويسندگان اهل سنت در اين زمينه مي نويسد :
‹‹ من در گذشته ها كسي را نمي شناسم كه روايت امام مهدي را منكر شده باشد جز دو نفر يكي ابو محمد وليد بغدادي كه شيخ الاسلام ابن تيميه او را در منهاج السنه ذكر كرده است كه ايشان بر حديث ‹‹ لا مهدي الا عيسي بن مريم ›› اعتماد كرده است در حالي كه اين حديث به خاطر ضعفش قابل اعتماد نيست و اما دومي عبد الرحمن بن خلدون مغربي مورخ مشهور كه تضعيف احاديث امام مهدي از ناحيه او شهرت دارد ››.53
شايان ذكر است كه تضعيفات او مستند بعضي از منكرين متاخر، نظير سعد محمد حسن از اساتيد الازهر، قرار گرفته است. احمد امين مصري ، فريد وجدي و رشيد رضا معروف تر ين شخصيت هاي منكر مهدويت از معاصرين به حساب ميروند.
شبهات منكرين و پاسخ به آنها :
منكرين و يا مترددين در مساله مهدويت شبهات چندي را در اين زمينه مطرح كرده اند كه با پاسخ هاي متعدد و قاطع خود اهل سنت مواجه گرديده اند كتابهاي فراوان در رد منكرين توسط آنها تاليف و منتشر گرديده است .54 ما در اينجا فقط بهنقدو بررسي چند شبهه عمده و مطرح بسنده مي كنيم:
شبهه نخست : تهي بودن صحيحين از ‹‹ احاديث المهدي ››
يكي از شبهات معروف منكرين مهدويت اين است كه هيچ روايتي در شان مهدي موعود در صحيح بخاري و مسلم نيامده است و اگر ‹‹ احاديث المهدي ›› معتبر مي بودند بايد بخاري و مسلم آنها روايت مي كردند؛ رشيد رضا در اين مورد مي گويد :‹‹ اما تعارض در روايات مهدي قوي و روشن است و جمع بين آنها كاري است بسيار مشكل و منكرين آنها بسيارند و شبهه در آنها روشن . لذا در صحيحين به هيچ يك از روايات مهدويت اعتنا نكرده و آنها را نياورده است.››55
در پاسخ به اين شبهه بايد گفت :كه اولا خود اين ادعا كه شي از روايات امام مهدي در صحيحين نيامده نادرست است چون ما در جمع ‹‹ احاديث المهدي ›› روايتي را از صحيحين نقل كرديم كه عده زيادي از علما اهل سنت آن را در شان امام مهدي مي دانند و از طرفي ديگر عبد العظيم بستوي در پاسخ به همين شبهه3 روايت ديگر از صحيح مسلم نقل مي كند كه همگي در شان مهدي موعود هستند.56 و ثانيا : صحيح بخاري و مسلم احاطه بر همه احاديث صحيحه ندارند و خود به اين مساله اعتراف كردند .57
اما اينكه رشيد رضا شبهه تعارض اخبار را مطرح مي كند در اين زمينه ذكر اين نكته لازم است كه در آن دسته از رواياتي كه صحت شان تاييد شده هيچ تعارضي وجود ندارد و اگر تعارضي بين اخبار ضعيف وجود دارد قابل حل است به اين معنا كه اگر براي يكي از آنها مرجحي وجود داشته باشد آن روايت مقدم مي شود و الا هر دو ساقط مي شوند .
شبهه دوم : تضعيف روايات امام مهدي توسط برخي مانند ابن خلدون :
سعد محمد حسن اين شبهه را اين گونه بيان مي كند :‹‹ علما حديث ، نقادان و حديث پژوهان به تفصيل به نقد و بررسي اين مجموعه از احاديث پرداخته اند و علامه ابن خلدون به شدت آنها را رد كرده است. ››58
فريد وجدي در دائره المعارفش مينويسد:‹‹ بسياري از رهبران مسلمين ‹‹ احاديث المهدي ››را تضعيف كرده اند و نگاه و مطالعه آنها را ممنوع دانسته اند و من كه همه احاديث المهدي ذكر كردم فقط براي اينكه در اختيار همه محققين باشد تا برخي از غلات جرات گمراه كردن مردم را به خود ندهند .››59
همانگونه كه ملاحظه مي فرمائيد در اين شبهه تاكيد شده است كه علما و حديث پژوهان بسياري ‹‹ احاديث المهدي›› را نقد و تضعيف كرده اند اما بجز ابن خلدون از كسي اسم برده نشده است، واين خود تناقض آشكار است براي اينكه اگر عده كثيري در كار است ؟ چرا اسمي از آنها برده نمي شود در حاليكه ما در همين نوشته كوتاه جمعي زيادي را ذكر نمو ديم كه ‹‹ احاديث المهدي›› را صحيح و متواتر ميدانند بنا بر اين معلوم مي شود كه بهجز ابن خلدون كسي ديگري وجود ندارد . اما در باره ابن خلدون گفتني است كه اولا او منكر مهدويت نيست و همه اين احاديث را تضعيف نكرده است .60
چنانچه ما جملهي او را در مورد اعتقاد به مهدويت را در مقدمه همين مقاله نقل كرديم .
و ثانيا او يك مورخ و جامعه شناس است و در زمينه حديث شناسي تخصص ندارد تا نظرش معتبر باشد . عبد العظيم بستوي به اين مطلب اشاره دارد :
‹‹ ابن خلدون كوشيده است كه ‹‹ احاديث المهدي›› را با شيوه نقد كه نزد محدثين معمول است از درجه اعتبار ساقط كند اما در تطبيق قواعد محدثين اشتباه كرده است و سر انجام هم اعتقاد به انكار پيدا نكرده بلكه مردد است .››61
شبهه سوم : انديشه مهدويت ساخته شيعه است :
يكي از شبهات و مستمسكات منكرين مهدويت اين است كه اين مساله ساخته مكتب تشيع است آنها به خاطر مسائل سياسي اين مساله را مطرح مي كند؛ احمد امين مصري در كتاب ضحي الاسلام مي نويسد :
‹‹ انديشه مهدويت داراي ريشه هاي سياسي ، اجتماعي و ديني است به نظر من اين انديشه از شيعه سر چشمه گرفته است و آنها بودند كه اين انديشه را اختراع كردند و اين بعد از خروج خلافت از دست آنها و انتقال آن به معاويه بو د ...
وقتي چنين چيزي اتفاق افتاد رؤساي شيعه احساس كردند كه اين امر سبب ياس در بين پيروان آنها و از بين رفتن حزب شان مي شود بعضي از آنها كه متفكر و آينده نگر بودند شروع كردند به بشارت مبني بر اينكه حكومت دوباره به آنها بر خواهد گشت.›› 62
در رابطه با اين شبهه دو نكته قابل توجه است:
اول اينكه ‹‹ احاديث المهدي›› توسط بسياري از اصحاب رسول خدا به ما رسيده است كه تنها 26 نفر از آنها را « حمد العباد» يكي از اساتيد دانشگاه مدينه اسم مي برد .63و از طرفي ديگر اصحاب رسول خدا بر حسب ديدگاه معروف اهل سنت همگي عادل اند .64 بنا بر اين حديث كه به واسطه صحابه رسول خدا (ص) نقل شده است بر حسب مذهب اهل سنت كاملا معتبر است و زمينه اي براي ردش وجود ندارد .
دوم اينكه : همانگونه كه ملاحظه فرموديد روايات امام مهدي (عج) در اكثر منابع روايي اهل سنت نقل گرديده است و بخش عمده آن كه اصل مهدويت را مي رساند از ناحيه ائمه حديث به عنوان خبر صحيح و متواتر معرفي شده اند پس اگر قرار باشد انديشه مهدويت را ساخته مكتب تشيع و اعتقاد بدان را علامت شيعي بودن فرد معتقد بدانيم، در مذهب اهل سنت تخصيص اكثر لازم مي آيد چون اكثر قريب به اتفاق معتقد به اصل مساله مهدويت هستند هر چند در جزئيات ديدگاه متفاوت با مكتب تشيع را دارند .
ديدگاه غالب اهل سنت در مورد امام مهدي (عج):
خواننده گرامي بهخاطر روايات ، اعترافات و نقل قولهاي كه به شكل مستند و دقيق و با كميت چشمگيري از منابع اصيل اهل سنت درباره مهدي موعود (عج) نقل شده است حتما توقع خواهي داشت كه ديدگاه فريقين در اين مورد بسيار نزديك باشد اما بر خلاف توقع بايد گفت كه علي رغم اتفاق در اصل مساله مهدويت و اينكه مهدي از اهل بيت و از سادات فاطمه نسب است ، در برخي مسائل كه در جاي خود از اهميت بالايي بر خور دار است توافق وجود ندارد . چنانچه توضيح ذيل از ابن ابي الحديد گوياي اين واقعيت است : ‹‹ و اما اصحاب ما (اهل سنت) عقيده دارند كه در آخر الزمان خداوند متعال مردي را از اولاد فاطمه (س)خلق مي كند كه اكنون موجود نيست و او زمين را پر از عدل مي كند همانگونه كه پر از جور و ظلم بود و از ظالمين انتقام مي گيرد ...
اسم او محمد است مثل اسم رسول خدا (ص) و او آنگاه ظهور مي كند كه پادشاه از نسل بني اميه بر بسياري از مناطق اسلامي استيلا مييابد و او همان سفياني از اولاد ابي سفيان بن حرب بن اميه است و امام فاطمي او و اتباعش را به قتل مي رساند ››65
يكي ديگر از نويسندگان اهل سنت در اين زمينه مينويسد :
‹‹ از آنجايي كه اساس كار اهل سنت پيروي از روايات در همه اي امور است آنها عقيده دارند كه مهدي موعود يكي از خلفا عادل مسلمين است كه هرگاه بخواهد متولد خواهد شد و هر چه را طبيعت بشري بر حسب سنت تكويني اقتضا كند بر او نيز جاري مي شود ››66
ما در اينجا به نقد ديدگاه اهل سنت نمي پردازيم و با توجه به آنچه در اين نوشتار از منابع اهل سنت ذكر شد قضاوت را به شما خواننده عزيز مي سپاريم. و سلام
محمد قاسم عرفاني: E-mail: Erfani_83@Hotmail.com
1 - عبد الرحمن بن خلدون تاريخ ابن خلدون ج 1ص555 نقل در عبدالعظيم بستوي ‹‹ دار بن حزم بيروت چاپ اول 1420ه.1999م››ص29.
2 - ر. ك. مهدي فقيه ايماني ، اصاله المهدويه في الاسلام ، ترجمه محمد رضا مهري ‹‹ موئسسه معارف اسلامي چاپ اول 1420ه .ق.›› ص8.
3 - ر. ك. ثامر هاشم حبيب العميدي، در انتظار ققنوس ‹‹ موئسسه امام خميني قم 1379ش.››ص66وص88.
6 - محمد ابن منظور مصري لسان العرب كلمه مهدي
7 - خليل بن احمد فراهيدي ، العين ‹‹ انتشارات اسوه قم چاپاول 1414ه.ق.›› ج2ص1876.
8 - ابي عبداالله محمدبن ابن اسماعيل بخاري، صحيح بخاري‹‹ دارالكتب العلمية چاپ اول››ج2 ص 402ونيز ابوالحسين مسلم بن حجاج ، صحيح مسلم با شرح نووي ‹‹دارالفكر بيروت 1981م.››ج 1باب نزول عيسي ص193.
9 - پاسخ اين شبهه در جاي خود به طور كامل تر داده شده است .‹‹شبهات منكرين› ›
10 - علي بن محمد بن احمد مالكي مشهور به ابن صباغ .الفصول المهمه .‹‹موسسه الاعلمي للمطبوعات بيروت بي تا ››فصل 12ص292
11 -سليمان بن ابراهيم قندوزي حنفي ينابع الموده ‹‹ انتشارات شريف رضي قم چاپ هفتم 1384ه 1965 م ص539
12 - احمد بن علي بن حجر عسقلاني فتح الباري شرح صحيح بخاري ‹‹دارالكتب العلميه بيروت چاپ اول 1410ه 1988م
13 - يحي بن حسن معروف به ابن بطريق عمده العيون صحاح الا خبار ‹‹بعثه رهبري در حج 1412ه چاپ سوم ج2 فصل ماجا في المهدي من متون صحاح السته ص496
14 - نقل در لطف الله صافي گلپا يگاني منتخب الاثر ‹‹ موسسه حضرت معصومه قم چاپ اول 1419ه ص 194
15 -احمد بن محمد بن حنبل المسند ‹‹ دار الفكر بيروت چاپ دوم 1420ه-2000م››ج4ص73
16 -ابي عبد الله حاكم نيشابوري –مستدرك علي الصحيحين ‹‹ حيدر اباد كن هند –چاپ اول 1342ج4ص558
17 - محمد بن عيسي بن سوره ترمزي الجامع الصحيح – سنن ترمزي ‹‹ دار الفكرالعلميه بيروت 1408ه – 1987م ج4 باب 52 ص438 ونيز ابو داود سليمان بن الا شعث للسجستاني سنن دارابن حزم بيروت چاپ ا ول ج4 ص305.
18 - علي كوراني – معجم احاديث الامام المهدي ‹‹موسسه معارف الاسلا ميه چاپ اول 1411ه ج1 ص268ح170
19 - مؤمن بن حسن ، نور الابصار ‹‹ دارالكتب العلمية بيروت بي تا››ص170.
20 - ابراهيم بن محمد جويني خراساني، فرائد السمطين ‹‹ مؤسسه محمودي بيروت چاپ اول››ج2ص314.
21 - محمد بن يزيد قزويني بن ماجه، سنن‹‹ دارالاحياءالتراث بي تا ››ج2 ص1367.
23 - ر.ك. يحي بن حسن بن بطريق ، پيشين ص499
24 - سليمان بن ابراهيم قندوزي پيشين باب 78ص537
27 - حاكم نيشابوري پيشين ص558 ونيز ابن ماجه پيشين ص1368
29 - جويني خراساني پيشين ص133.
31 - ر.ك. مهدي فقيه ايماني پيشين ص65
32 - جهت اطلاع بيشتر به مهدي فقيه ايماني پيشين ونيز ثامر هاشم العميدي – دفاع – عن الكافي ‹‹مركز الغدير لدراسات الاسلاميه چاپ اول 1415 ه – 1995 م›› ج1 ص343
33 - محمد بن عيسي بن سوره پيشين ص438 حاكم پيشين ص422 – 450 –557 – 558
34 - بخاري برايي صحت خبر دو شرط مي داند :1- معاصر بودن راوي لاحق با مروي عنه سابق 2- دريافت روايت بصورت سماع فقط اما مسلم شرط اول را كافي ميداند. « در انتظار ققنوس ص72.»
35 - محمد بن احمد بن عثمان ذهبي – تلخيص المستدرك ‹‹در پاورقي مستدرك ›› ج4 ص553 وص356
36 - نقل در ثامر هاشم العميدي – دفاع عن الكافي چاپ قبلي ص356.
37 - عبدالعليم عبد العظيم بستوي پيشين ص40
40 - محمد بن حسين آبري مناقب الشافعي ، نقل در ثامر هاشم پيشين ص347.
41 - ر.ك. ابن حجرعسقلاني پيشين ج 6ص 611، تهذيب التهذيب ‹‹ دار الفكر بيروت 1421ه 2001م›› ج 7ص132 .
42 - مؤمن بن حسن شبلنجي پيشين ص171.
43 - مهدي حمد فتلاوي المهدي المنتظر من ولد الامام الحسن ام الامام الحسين - ‹‹دار المهجه البيضا بيروت چاپ اول 2000م و 1412 ه» ص53 الي ص61
45 - احمد بن حجر هيتمي مكي – الصواعق المحرقه ‹‹ مكتبه القاهره مصر بي تا ›› ص208.
46 - علي بن محمد مشهور به ابن صباغ – پيشين ص288
47 - احمد بن محمد بن ابي بكر بن خلكان و فيات الاعيان -‹‹ دار الثقا فه بيروت بي تا ››ج4 ص176
48 - محمد بن احمد بن عثمان ذهبي سيراعلام النبلا ‹‹ موسسه رسالت بيروت چاپ يازدهم 1422ه 2001م» ج13 ص119 ونيز علي بن ابي الكرم معروف به ابن اثير الكامل في التاريخ ‹‹دار صادر بيروت 1385ه 1965 م››ج7 ص274
49 - عبد الوهاب بن احمد بن علي شعراني – اليواقيت و الجواهر ‹‹ داراحيا التراث العربي بيروت بي تا ››مبحث 65 ص561
50- سليمان بن ابراهيم قدوزي حنفي – پيشين ص565
51 - علي دواني – دانشمندان عامه و مهدي موعود .‹‹ دار الكتب الا سلاميه چاپ سوم 1361 ش ››ص2
52 - مهدي فقيه ايماني – پيشين ص13
53 - عبد الحسين بن حمد العباد – عقيده اهل سنه والاثر في المهدي المنتظر ‹‹چاپ اول بي جا 1402ه››ص66
54 - مهدي فقيه ايماني – پيشين ص15 ونيز عبد العظيم بستوي – پيشين ص362
55 -محمد رشيد رضا – المنار ‹‹ دار المعرفه بيروت چاپ دوم بي تا ››ج9 ص499
56 - عبد العظيم بستوي – پيشين ص362
57 -نقل در ثامر هاشم العميد – در انتظار ققنوس – چاپ قبل ص206
58 - سعد محمد حسن المهديه في السلام ص69 نقل در ثامر هاشم العميدي همان
59 - محمد فريد وجدي – دائره المعارف قرن العشرين ج10 ص481
60 - ثامر هاشم عميدي – پيشين ص207
61 - عبد العليم عبد العظيم بستوي – پيشين ص32
62 - احمد امين ضحي اسلام ‹‹مكتبه الاسره بي تا ، بي جا ›› ص241
63 - عبد الحسين بن احمد العبا د پيشين ص22
64 - سيف الدين آمدي الاحكام ‹‹دار الفكر بيروت1403 ه 1983م چاپ اول ››ج2 ص254 و نيز ابن حجر عسقلاني – الاصابه داراحياء التراث العربي بيروت چاپ اول 1328ه ›› ج 1ص1
65 - عبد الحميد بن ابي ا احديد – شرح نهج البلاغه – كتابخانه مرعشي نجفي قم 1385ه 1965م ص59
66 - عبد العظيم بستوي پيشين ص60



