چرا وارد بحث مذهب شديم؟
چه ارتباطي بين اين بحث و بحث «فقر در افغانستان» كه موضوع وبلاگ هست وجود دارد؟
1. در زمان حاكميت عبد الرحمن بابا! ۵۰% شيعيان افغانستان قتل عام شدند و يا به كشورهاي همسايه آواره شدند.
2. يكي از نويسندگان اين وبلاگ از نوادگان شهيد محمد حسين گرگين هست كه در منطقهي زردرگين حد فاصل نهال و نيك از مربوطات ولايت ارزگان توسط حكومت وقت به قتل رسيد، زمين و اموالش مصادره شده به يكي از قبايل كوچي بنام «دفتاني» سخاوتمندانه واگذار شد. بقاياي سيف امير به منطقهي يخشي خوات از توابع ولايت غزني آواره گرديد و تا امروز با فقر و بدبختي دست و پنجه نرم ميكنند.
3. اگر تاريخ حكومت عبد الرحمن بابا! را خوانده باشيد، هيچ عمل آن بزرگوار بدون تأييد مولوي نبوده و فتواهاي زيادي از جانب نمايندگان دروغين خدا! در قرون وسطي(عصر وحشت و بربريت) براي سركوبي هزارهها صادر گرديده بود.
4. در ربع قرن جنگ داخلي افغانستان، كدام حزب را سراغ داريد كه پسوند اسلامي نداشت؟ و به قول داكتر سيما ثمر رييس كمسيون مستقل حقوق بشر در افغانستان از نام اسلام سوء استفاده نكرد؟.
5. دوران سياه و ظلماني حاكميت انسانهاي ماقبل تاريخ و عصر دايناسورها را همه به چشم خويش ديديم كه امارت به اصطلاح اسلامي طالبان چگونه به قول آقاي نيازي سخنگوي وقت طالبان « حكومت خدا را در سرزمين خدا پياده كردند!» هزاران جوان مظلوم پشتون، تاجيك، هزاره و ازبك و ... را به كشتارگاهها فرستادند و تعصبات قومي، لساني و مذهبي را به اوج رساندند.
آيا تعصبات مذهبي، قومي، لساني و... در فقر و عقبماندگي كشور ما تأثير نداشته است؟
اگر داشته است پس براي ازبين بردن تعصبات و تقريب مذاهب و اقوام و زبانها در كشور تلاش كنيم!




